خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۴۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه به اندازهٔ خود یار گزیدی، ای دلتا رسیدی به بلایی که شنیدی، ای دل
۲
سپر ناوک آن غمزه چرا گشتی باز؟که به زخمی چو کبوتر برمیدی، ای دل
۳
صفت بار بلایی، که کنون بر دل ماستبارها گفتم و از من نشنیدی، ای دل
۴
بیدلی رفتی و خود را بشکستی، ای تنترک سر گفتی و پشتم بخمیدی، ای دل
صفحهٔ ۱ از ۳