شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۴۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلامگو: به دشنام ز من یاد کن از لب، که تمام
۲
از کجا میرسد این نامه فرو بسته به مهر؟کز نسیمش نفس مشک بر آید به مشام
۳
نامهٔ دوست همی خوانم و در تشویشمکه جوابش چه نویسم من آشفته پیام؟
۴
می‌نویسم سخن مهر و قلم می‌گوید:عجب ار نامه نسوزد! که بسوزست کلام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth