شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منازل سفرت پیش دیده می‌آرماگر چه هیچ به منزل نمی‌رسد بارم
۲
گیاه مهر بروید ز خاک منزل توکه من ز دیده برو آب مهر می‌بارم
۳
از آن به روز وداعت نهان شدم ز نظرکز آب چشم روان فاش میشد اسرارم
۴
مجال آمدن و پای راه رفتن نیستکه رخت خویش بر آن خاک آستان دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth