خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چشم مست بین، که دلم گشت زار ازوای دوستان، بسوخت مرا، زینهار ازو!
۲
گرد از تنم به قد برآورد و همچنانبر دل نمیشود متصور گذار ازو
۳
گر پیش او گذار کنی، ای نسیم صبحپیغام من بگوی و سلامی بیار ازو
۴
او گر به اختیار دل ما رود دمیگردد دل شکستهٔ ما به اختیار ازو
صفحهٔ ۱ از ۳