خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمر که بیاو گذشت، ذوق ندیدیم ازودل بر شادی نخورد، تا ببریدیم ازو
۲
دست تمنای ما شاخ امیدی نشاندلیک به هنگام کار میوه نچیدیم ازو
۳
چند جفا گفت و زو دل نگرفتیم بازچند ستم کرد و رو در نکشیدیم ازو
۴
گر چه ستمگار بود خاطر ازو برنگشتورچه جفا پیشه داشت ما نرمیدیم ازو
صفحهٔ ۱ از ۳