خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مرغزار جانها لعل تو آب دادهوی تب کشیده دل را زلف تو تاب داده
۲
رویت به یک لطیفه مه را سپر شکستهچشمت به نیم غمزه دل را جواب داده
۳
دل را لب تو از می تاراج روح کردهجان را رخ تو از خوی بوی گلاب داده
۴
پیش رخ و جبینت باج و خراج هر دمهم مشتری کشیده، هم آفتاب داده
صفحهٔ ۱ از ۲