شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل جفت درد و غم شد زان دیلمی کلالهگل را قبول کم شد زان روی همچو لاله
۲
بس غصه داد و رنجم،زان منزل سپنجمماه چهارده شب، حور دو هفت ساله
۳
زان زلف همچو زندان، تابنده در دندانهمچون ز شب ثریا، یا خود ز میغ ژاله
۴
ماهی که می‌سرایم در شوقش این غزلهاچشم غزال دارد، رخسارهٔ غزاله
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth