شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ببر دل از همه خوبان، اگر خردمندیبه شرط آنکه در آن زلف دلستان بندی
۲
هر آن نظر که به دیدار دوست کردی بازضرورتست که از دیگران فرو بندی
۳
اگر به تیغ تو را می‌توان برید از دوستحدیث عشق رها کن، که سست‌پیوندی
۴
و گر چو شمع نمی‌گردی از غمش، بنشینکه پیش اهل حقیقت به خویش می‌خندی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth