شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۸۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگینتوان دل به تو دادن، که به جوری و به جنگی
۲
آهوی چشم تو، ای ترک کمربند کمانکشدل شیران بیابان برباید ز پلنگی
۳
چون سبکدل نشوم در کف چنگ تو؟ که روزیدر نیاری ز جفا با من بیدل سرسنگی
۴
هر دمت رای کسی باشد و اندیشهٔ جاییمن ندانم که تو خود بر چه طریقی و چه ینگی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth