خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۸۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشتاق آن نگارم آیا کجاست گویی؟با ما نمینشیند بی ما چراست گویی؟
۲
ما در هوای رویش چون ذره گشته پیداوین قصه خود بر او باد هواست گویی
۳
صد بار کشت ما را نادیده هیچ جرمیدر دین خوبرویان کشتن رواست گویی
۴
نزدیک او شد آن دل کز غم شکسته بودیاین غم هنوز دارم آن دل کجاست گویی؟
صفحهٔ ۱ از ۳