شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - وله بردالله مضجعه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زنهار خوارگان را زنهار خوار دارپیوند و عهدشان همه نا استوار دار
۲
هر زر که دشمنی دهد و گل که ناکسیآن زر چو خاک بفکن و آن گل چوخار دار
۳
فخری، که از وسیلت دونی رسد به توگر نام و ننگ داری، ازان فخر عار دار
۴
وقتی که روزگار تو نیکو شود ز بختغافل مباش و روز بد اندر شمار دار
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth