خلوتی با فردوسی
بخش ۲۲ - تاخت بهرامگور سوی آموی، زاری ترکان و ستدن باژ، نهادن مرز جیحون و شاهی شمر
پادشاهی بهرام گور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیاسود در مرو بهرامگورچو آسوده شد شاه و جنگی ستور
۲
ز تیزی روانش مدارا گزیددلش رای رزم بخارا گزید
۳
به یک روز و یک شب به آموی شدز نخچیر و بازی جهانجوی شد
۴
بیامد ز آموی یک پاس شبگذر کرد بر آب و ریگ فرب
صفحهٔ ۱ از ۷