خلوتی با اوحدی مراغهای
بخش ۱۲ - حکایت
منطقالعشاق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی پروانهای با شمع شد جفتچو آتش در فتادش خویش را گفت
۲
که: پیش از تجربت چون دوست گیریبنه گردن، که پیش دوست میری
۳
سخن در دوستداری آزمودستکزیشان نیز ما را رنج بودست
۴
دل من زان کسی یاری پذیردکه چون در پای افتم دست گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲