خلوتی با اوحدی مراغهای
بخش ۳۳ - حکایت
منطقالعشاق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جوانی خار کن بر خار میخفتکسی گل بر سرش کرد، آن جوان گفت
۲
مرا تا خار دامن گیر گشتستگل اندر خاطرم کمتر گذشتست
۳
ز خاری هر که او پیوند بیندهمان بهتر که: گل دیگر نچیند
۴
به تنهایی مرا خاری تمامستوصال گل به انبازی حرامست
صفحهٔ ۱ از ۲