خلوتی با اوحدی مراغهای
بخش ۴۲ - نامه ششم از زبان معشوق به عاشق
منطقالعشاق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر صد چون تومیرد غم ندارمکه سر گردان و عاشق کم ندارم
۲
دلم سنگست، نرمش چون توان کرد؟به آه سرد گرمش چون توان کرد؟
۳
به شوخی شیر گیرد چشم مستمبه آهو نافه بخشد زلف پستم
۴
چو از تنگ دهانم قند ریزدز تنگ شکر مصری چه خیزد؟
صفحهٔ ۱ از ۶