خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز فروغ رخت تافته صد آفتابتافتهام از غمت، روی ز من بر متاب
۲
زنده به بوی توام، بوی ز من وامگیرتشنهٔ روی توام، باز مدار از من آب
۳
از رخ سیراب خود بر جگرم آب زنکز تپش تشنگی شد جگر من سراب
۴
تافته اندر دلم پرتو مهر رختمیکنم از آب چشم خانهٔ دل را خراب
صفحهٔ ۱ از ۲