خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز دل از در تو دور افتاددر کف صد بلا صبور افتاد
۲
نیک نزدیک بود بر در توتا چه بد کرد کز تو دور افتاد
۳
یا حسد برد دشمن بد دلیا مرا دوستی غیور افتاد
۴
ماتم خویشتن همی داردچون مصیبت زده، ز سور افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲