شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وه! که کارم ز دست می‌برودروزگارم ز دست می‌برود
۲
خود ندارم من از جهان چیزیوآنچه دارم ز دست می‌برود
۳
یک دمی دارم از جهان و آن نیزچون برآرم ز دست می‌برود
۴
بر زمانه چه دل نهم؟ که روانهمچو یارم ز دست می‌برود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth