شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو برقع از رخ زیبای خود براندازیبگو نظارگیان را صلای جانبازی
۲
ز روی خوب نقاب آنگهی براندازیکه جان جمله جهان ز انتظار بگدازی
۳
نقاب روی تو، جانا، منم که چون گویم:رخ از نقاب برافگن، مرا براندازی
۴
ز رخ نقاب برانداز، گو: بسوز جهانکه شمع روشنی آنگه دهد که بگدازی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth