خلوتی با عراقی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - ایضاله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جلالت فرش عزت جاودان انداختهگوی در میدان وحدت کامران انداخته
۲
رایت مهر جمالت لایزال افروختهسایهٔ چتر جلالت جاودان انداخته
۳
تاب انوار جمالت بهر اظهار کمالپرتوی بر ظلمتآباد جهان انداخته
۴
نور خود را جلوه داده در لباس این و آندر جهان آوازهٔ کون و مکان انداخته
صفحهٔ ۱ از ۸