شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

بخش ۳ - مثنوی

فصل هشتم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای غم تو مجاور دل منوز زمانه غم تو حاصل من
۲
تا دلم باد، مبتلای تو باددایما بستهٔ بلای تو باد
۳
دیده را دیدن تو می‌بایدوگرم قصد جان کنی شاید
۴
دل ما را فراغت از جان استزندگانی ما به جانان است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth