خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو راجان نثار افشان خاک آستان آرم تو را
۲
از کدامین باغی ای مرغ سحر با من بگویتا پیام طایر هم آشیان آرم تو را
۳
من خموشم حال من میپرسی ای همدم که بازنالم و از نالهٔ خود در فغان آرم تو را
۴
شکوه از پیری کنی زاهد بیا همراه منتا به میخانه برم پیر و جوان آرم تو را
صفحهٔ ۱ از ۲