خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جوانی بگذرد یا رب به کام دل جوانی راکه سازد کامیاب از وصل پیر ناتوانی را
۲
به قتلم کوشی ای زیبا جوان و من درین حیرتکه از قتل کهن پیری چه خیزد نوجوانی را
۳
تمام مهربانان را به خود نامهربان کردمبه امیدی که سازم مهربانْ نامهربانی را
۴
چه باشد جا دهی ای سرو سرکش در پناه خودتَذَروِ بیپناهی قمری بیآشیانی را
صفحهٔ ۱ از ۲