خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اماشبی با او بسر بردم ز وصلش بینصیب اما
۲
مرا بی او شکیبایی چه میفرمائی ای همدمشکیب آمد علاج هجر دانم کو شکیب اما
۳
ز هر عاشق رموز عشق مشنو سر عشق گلز مرغان چمن نتوان شنید از عندلیب اما
۴
خورد هر تشنه لب آب از لب مردم فریب اواز آن سرچشمه من هم میخورم گاهی فریب اما
صفحهٔ ۱ از ۲