شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک گریبان نیست کز بیداد آن مه پاره نیسترحم گویا در دل بی‌رحم آن مه پاره نیست
۲
کو دلی کز آن دل بی‌رحم سنگین نیست چاککو گریبانی کز آن چاک گریبان پاره نیست
۳
ای دلت در سینه سنگ خاره با من جور بسدر تن من آخر این جان است سنگ خاره نیست
۴
گاه گاهم بر رخ او رخصت نظاره هستلیک این خون گشته دل را طاقت نظاره نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth