خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه با من دوست آن گفت و نه آن کردکه با دشمن توان گفت و توان کرد
۲
گرفت از من دل و زد راه دینمز دین و دل گذشتم قصد جان کرد
۳
کی از شرمندگی با مهربانانتوان گفت آنچه آن نامهربان کرد
۴
منش از مردمان رخ مینهفتمستم بین کآخر از من رخ نهان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲