شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

شمارهٔ ۲

ماده تاریخ‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از محمدعلی آن گلبن بی‌خار افسوسکه ز دنیا به جوانی به سوی عقبی شد
۲
رفت ناگاه ازین گلشن و ناچید گلیاز جفای فلکش خار اجل برپا شد
۳
شد جوان زین چمن و پیر و جوان را ز غمشخون دل دم بدم از دیدهٔ خون پالا شد
۴
چرخ دوری زد و شد اختری از خاک بلندناگه از دور دگر باز سوی غبرا شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth