شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

شمارهٔ ۹

ماده تاریخ‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خان احمد دون کز ستم و ظلم پیاپیبر خلق رساندی الم و رنج دمادم
۲
آن فتنهٔ عالم که ز ظلم و ستمش بودبس سینه پر از آتش و بس دیده پر از نم
۳
نزدیک به آن شد که زهم ریزد و پاشداز فتنهٔ او سلسلهٔ عالم و آدم
۴
صد شکر که شد کشته به خواری و ز قتلشپر گشت ز شادی دل خلقی، تهی از غم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth