خلوتی با هاتف اصفهانی
ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فدای تو هم دل و هم جانوی نثار رَهَت، هم این و هم آن
۲
دل فدای تو، چون تویی دلبرجان نثار تو، چون تویی جانان
۳
دل رهاندن ز دست تو مشکلجان فشاندن به پای تو آسان
۴
راه وصل تو، راهِ پرآسیبدرد عشقِ تو، دردِ بیدرمان
صفحهٔ ۱ از ۲۳