خلوتی با حافظ
قطعه شمارهٔ ۵
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قوت شاعرهٔ من سحر از فرط ملالمتنفر شده از بنده گریزان میرفت
۲
نقش خوارزم و خیال لب جیحون میبستبا هزاران گله از ملک سلیمان میرفت
۳
میشد آن کس که جز او جان سخن کس نشناختمن همیدیدم و از کالبدم جان میرفت
۴
چون همیگفتمش ای مونس دیرینهٔ منسخت میگفت و دلآزرده و گریان میرفت
صفحهٔ ۱ از ۲