خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْهاکه عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
۲
به بویِ نافهای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشایدز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
۳
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَمجَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها
۴
به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گویدکه سالِک بیخبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزلها
صفحهٔ ۱ از ۲