خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداختبه قصد جانِ منِ زارِ ناتوان انداخت
۲
نبود نقش دو عالَم، که رنگ الفت بودزمانه طرح محبّت، نه این زمان انداخت
۳
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کردفریبِ چشمِ تو صد فتنه در جهان انداخت
۴
شرابخورده و خِویکرده میرَوی به چمنکه آبِ روی تو آتش در ارغوان انداخت
صفحهٔ ۱ از ۳