خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رب سببی ساز که یارم به سلامتبازآید و بِرهانَدَم از بندِ مَلامت
۲
خاکِ رهِ آن یارِ سفرکرده بیاریدتا چشمِ جهان بین کُنَمَش جایِ اقامت
۳
فریاد که از شش جهتم راه بِبَستندآن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
۴
امروز که در دستِ توام مرحمتی کنفردا که شَوَم خاک چه سود اشکِ ندامت
صفحهٔ ۱ از ۳