خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میرِ من خوش میروی کاندر سر و پا میرمتخوش خرامان شو که پیشِ قدِ رعنا میرمت
۲
گفته بودی کی بمیری پیشِ من، تعجیل چیست؟خوش تقاضا میکنی پیشِ تقاضا میرمت
۳
عاشق و مخمور و مهجورم بتِ ساقی کجاست؟گو که بِخرامَد که پیشِ سرو بالا میرمت
۴
آن که عمری شد که تا بیمارم از سودایِ اوگو نگاهی کن که پیشِ چشمِ شهلا میرمت
صفحهٔ ۱ از ۲