شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - در مدح عالم فاضل شیخ عبدالعال

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا غمی است ز بیداد چرخ بی‌بنیادکه بردهٔ عشرتم از خاطر و نشاط از یاد
۲
مرا تبی است که گر از درون برون افتدبه نبض من نتواند طبیب دست نهاد
۳
مرا دلیست که هست از کمال بوالعجبیبه آه سرد گدازنده دل فولاد
۴
مرا رخیست کبود آن چنان ز سیلی غمکه روی اخگر پیکر گداخته ز رماد
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth