شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - فی مدح ولده ولیجان سلطان ترکمان گفته

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو دی نسیم سحر خورد بر مشام جهانصبا رسید و رسانید بوی روضهٔ جان
۲
فتاد زمزمه ذوقناک در افواهکه یافت لذت از آن صدهزار کام و زبان
۳
ز دشت خاست غباری که فیض نور از ویزیاده از دگران یافت دیدهٔ نگران
۴
صدای نوبت دولت بلند گشت و دریدفلک ز صولت آن پرده‌های گوش کران
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth