شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - وله ایضا فی مدح اخوته محمد ممن سلطان ترکمان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عنوان عیادت ساخت مقدار مرا افزونفلک مقدار ذی عزت عزیز حضرت بی‌چون
۲
محمد مؤمن آن فخر سلاطین کز وجود اوزهی در چشم دقت اشرف است و ارفع از گردون
۳
نهد مساح و هم اندر قیاس ساحت قدرشز ملک احتمال و عالم امکان قدم بیرون
۴
ندانم چون سرایم وصف شان و شوکت او راکه این‌جا ساز سلطانیست با شاهی به یک قانون
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth