شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ - وله ایضا

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به صبر یافت نهال امید نشو و نمائیفتاد پادشهی عاقبت به فکر گدائی
۲
گدا به خسروی افتاد کز حمایت طالعفکند ظل همایون برو بزرگ همائی
۳
سری که بود ز پستی گران رسید به گردونچو ماه شد علم از عون آفتاب لوائی
۴
به گل فرو شده خاشاک بحر غم بسر آمدز نیم جنبش دریای لطف لجه سخائی
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth