خلوتی با محتشم کاشانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - وله ایضا من بدایع افکاره
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آنم شکوه است از طول ایام پریشانیکه پایم کوته است از درگه نواب سلطانی
۲
به تنگ آوردهام خاصان دیوان معلی رامن دیوانه از عرض حکایتهای طولانی
۳
به این امید کان افسانهها چون بشنود سلطانکند از چارهسازی در اهتزازم از خوش الحانی
۴
در آفاق ارچه ممتازم ولی میخواهم از خلقمبه عنوان غلامی بیش ازین ممتاز گردانی
صفحهٔ ۱ از ۴