خلوتی با شیخ بهایی
شمارهٔ ۴
مثنویات پراکنده
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکدمک با خود آ، ببین چه کسیاز که دوری و با که هم نفسی
۲
جور کم، به ز لطف کم باشدکه نمک بر جراحتم پاشد
۳
جور کم، بوی لطف آید از اولطف کم، محض جور زاید از او
۴
لطف دلدار اینقدر بایدکه رقیبی از او به رشک آید
صفحهٔ ۱ از ۱