خلوتی با شیخ بهایی
بخش ۱۸ - حِکایَةُ العابِدِ الَّذي کانَ قوتُهُ العَلَفَ لِیَأْمنَ دینهُ مِنَ التَّلَفِ
نان و حلوا
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوجوانی از خواص پادشاهمیشدی، با حشمت و تمکین، به راه
۲
دل ز غم خالی و سر پر از هوسجمله اسباب تنعم پیش و پس
۳
بر یکی عابد، در آن صحرا گذشتکاو علف میخورد، آن آهوی دشت
۴
هر زمان، در ذکر حی لایموتشکر گویان کش میسر گشت قوت
صفحهٔ ۱ از ۳