خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که را با خطِ سبزت سرِ سودا باشدپای از این دایره بیرون نَنِهَد تا باشد
۲
من چو از خاکِ لحد لالهصفت برخیزمداغِ سودای توام سِرِّ سُویدا باشد
۳
تو خود ای گوهرِ یکدانه کجایی آخِرکز غمت دیدهٔ مردم همه دریا باشد
۴
از بُنِ هر مژهام آب روان است بیااگرت میلِ لبِ جوی و تماشا باشد
صفحهٔ ۱ از ۲