خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کف بر کف جانانه و لب بر لب جام استدر دور سپهر آن چه دلم خواست به کام است
۲
آنجا که بناگوش تو شامم همه صبح استو آنجا که سر زلف تو صبحم همه شام است
۳
من سجده کنم بر تو اگر عین گناه استمن باده خورم با تو اگر ماه صیام است
۴
تو حور و چمن جنت و ساغر لب کوثرتا شیخ نگوید که می ناب حرام است
صفحهٔ ۱ از ۳