خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیام باد بهار از وصال جانان استبیار باده که هنگام مستی جان است
۲
قدم به کوچهٔ دیوانگی بزن چندیکه عقل بر سر بازار عشق حیران است
۳
وجود آدمی از عشق میرسد به کمالگر این کمال نیابی، کمال نقصان است
۴
بقای عاشق صادق ز لعل معشوق استحیات خضر پیمبر ز آب حیوان است
صفحهٔ ۱ از ۴