خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو و آن حسن دل آویز که تغییرش نیستمن و این عشق جنون خیز که تدبیرش نیست
۲
تو و آن زلف سراسیمه که سامانش نهمن و این خواب پراکنده که تعبیرش نیست
۳
دردی اندر دل ما هست که درمانش نهآهی اندر لب ما هست که تاثیرش نیست
۴
زرهی نیست که در خط زره سازش نهگرهی نیست که در زلف گره گیرش نیست
صفحهٔ ۱ از ۳