خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی ز فتنهٔ آخر زمان خبر داردکه زلف و کاکل و چشم تو در نظر دارد
۲
نه دیده از رخ خوب تو میتوان برداشتنه آه سوختگان در دلت اثر دارد
۳
نه دل از طره خم برخمت توان برکندنه شام تیره هجران ز پی سحر دارد
۴
ز سحر نرگس جادوی تو عیانم شدکه فتنههای نهانی به زیر سر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳