خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۲۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بستهٔ زلف تو شوریدهسرانند هنوزتشنهٔ لعل تو خونینجگرانند هنوز
۲
ساقیا در قدح باده چه پیمودی دوشکه حریفان همه در خواب گرانند هنوز
۳
حال عشاق تو گلهای گلستان دانندکه به سودای رُخَت جامهدرانند هنوز
۴
از غم سینهٔ سیمین تو ای سیمینساقسنگ بر سینهزنان سیمبرانند هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳