خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مو به مو بستهٔ آن زلف گره گیر شدمآخر از فیض جنون قابل زنجیر شدم
۲
کاش ابروی کجش بنگری از دیدهٔ راستتا بدانی که چرا کشتهٔ شمشیر شدم
۳
نه کنون میخورد آن صفزده مژگان خونمدیرگاهی است که آماجگه تیر شدم
۴
تیره شد روزم و افزود غم جان سوزمهر چه افزون ز پی نالهٔ شب گیر شدم
صفحهٔ ۱ از ۳