خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۴۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر از کمند نپیچم اگر تو صیادیرخ از هلاک نتابم اگر تو جلادی
۲
نکرده چاره مکر تو هیچ مکارینبرده پنجهٔ شید تو هیچ شیادی
۳
گه از سلاسل لیلی کمند مجنونیگه از شمایل شیرین بلای فرهادی
۴
به طرف بام قدم نه که شرم خورشیدیبه صحن باغ گذر کن که رشک شمشادی
صفحهٔ ۱ از ۳