خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بکشت غمزهٔ آن شوخ، بیگناه مرافکند سیب زنخدان او به چاه مرا
۲
غلام هندوی خالش شدم ندانستمکاسیر خویش کند زنگی سیاه مرا
۳
دلم بجا و دماغم سلیم بود ولیز راه رفتن او دل بشد ز راه مرا
۴
هزار بار فتادم به دام دیده و دلهنوز هیچ نمیباشد انتباه مرا
صفحهٔ ۱ از ۲